غم نان و آب و جای خواب و مرحم زخمت را التیام دهیم...
با غم تنهایی و بی کسی ات چه باید کرد؟
مادری که لباس بر تنت کرده و امروز زیر آوار است
پدر و خواهر و برادری که دیگر نیستند
و اشکهایی که کسی جز مادر التیام نخواهد داد اما...
Monday, August 13, 2012
Friday, July 20, 2012
ارتش آزاد ایران; از تئوری تا واقعیت
با نگاهی به حکومتهای ایدئولوژیک و تمامیت خواه و انقلابهاییی که به دنبال داشته اند در میابیم هرگونه تغییر بنیادین در چنین جوامعی اول نیازمند اطلاع رسانی همگانی و خواست حداکثری برای تغییر بوده است.
و پس از یک دوره نزاع و چانه زنی های سیاسی بی نتیجه تنها راه پس گرفتن حاکمیت و سپردن آن بدست مردم، با کمک دستگاه های نظامی و با یک کودتای نظامی به نفع مردم شکل میگیرد.
آنچه در سال 57 در ایرا گذشت هم به همین شکی روی داد. سالهای قبل از 57 مردم عملا نتوانستند کاری از پیش ببرند اما در سال 57 مردم با در دست گرفتن اسلحه و درگیری های مسلحانه خیابانی و به کمک ارتش بود که توانستند به نتیجه برسند و آنچه در تونس و مصر و لیبی و در آخر سوریه اتفاق می افتند نیز به همین ترتیب اتفاق افتاده است.
پس آنچه مسلم است واپس گیری حکومت از دست دیکتاتورهای حاکم بر کشور بدون توسط به قدرت نظامی و بدون همراهی بخشی از نیروهای نظامی کشور یا غیر ممکن و یا بسیار طولانی مدت به نظر میرسد.
حال سوال اینجاست که
آیا اینچنین روی دادی با حال و هوای این روزهای ایران قابل پیشبینی هست یا خیر؟
و آیا میتوان انتظار داشت که دستگاهای نظامی ایران به نفع مردم وارد نزاع سیاسی شده و برای دفاع از مردم در برابر زورگویی حاکمیت همانکاری را انجام دهند که ارتش آزاد سوریه انجام داد؟
و بتوان به شکل گیری ارتشی به نام ارتش آزاد ایران امیدوار بود؟
و پس از یک دوره نزاع و چانه زنی های سیاسی بی نتیجه تنها راه پس گرفتن حاکمیت و سپردن آن بدست مردم، با کمک دستگاه های نظامی و با یک کودتای نظامی به نفع مردم شکل میگیرد.
آنچه در سال 57 در ایرا گذشت هم به همین شکی روی داد. سالهای قبل از 57 مردم عملا نتوانستند کاری از پیش ببرند اما در سال 57 مردم با در دست گرفتن اسلحه و درگیری های مسلحانه خیابانی و به کمک ارتش بود که توانستند به نتیجه برسند و آنچه در تونس و مصر و لیبی و در آخر سوریه اتفاق می افتند نیز به همین ترتیب اتفاق افتاده است.
پس آنچه مسلم است واپس گیری حکومت از دست دیکتاتورهای حاکم بر کشور بدون توسط به قدرت نظامی و بدون همراهی بخشی از نیروهای نظامی کشور یا غیر ممکن و یا بسیار طولانی مدت به نظر میرسد.
حال سوال اینجاست که
آیا اینچنین روی دادی با حال و هوای این روزهای ایران قابل پیشبینی هست یا خیر؟
و آیا میتوان انتظار داشت که دستگاهای نظامی ایران به نفع مردم وارد نزاع سیاسی شده و برای دفاع از مردم در برابر زورگویی حاکمیت همانکاری را انجام دهند که ارتش آزاد سوریه انجام داد؟
و بتوان به شکل گیری ارتشی به نام ارتش آزاد ایران امیدوار بود؟
Thursday, March 1, 2012
در خانه نمانیم، دوباره رسالت خبرنگاری تصویری تاریخ ساز خود را انجام دهیم
فردا مطمئنا آمار کمی رای خواهند داد و مطمئنا حکومت برای نمایش شوی ساختگی کاملا مجهز و آماده است
پیامهای اینترنتی و حماسی ما هم به گوش عده زیادی نخواهد رسید
تصاویر رای گیری های سالهای پیش هم برای متقاعد شدن بسیاری کفایت میکند
پس کاری که فردا جمعه 12 اسفند از ما بر می آید خبرنگاری تصویری از صفوف رای دهنگان و استقبال از انتخابات است
تا مانند حماسه های دیجیتال سال 88 آرشیوی ماندگار از دروغهای حکومتی در اختیار دنیا بگذاریم
Saturday, February 25, 2012
من رای میدهم
من رای میدهم
من به استقامت مادران سبز
من به بیگناهی خونهای به ناحق ریخته
من به سوسوی امید در کویر فرهنگی کشورم
من به ضرورت سیلی بیداری بر پیکره به خواب رفته مان
من به چشمهای منتظر ندا و سهراب و صدها کشته شده راه آزادی
من به پایمردی موسوی و کروبی در راه آزادی و مردم سالاری و نه دوران طلایی دجال
من به آزادی در عمل و نه در شعار
من به شوق تغییر در 22 خرداد و نه سودای قدرت اصلاح طلبان
من به امیدهای سبز هزاران هزار ایرانی و نه آروزی مرگ برای به خواب رفتگان ولایت
من به تغییر در خودم در تو و در جامعه به خواب رفته ام
...
رای میدهم
من به استقامت مادران سبز
من به بیگناهی خونهای به ناحق ریخته
من به سوسوی امید در کویر فرهنگی کشورم
من به ضرورت سیلی بیداری بر پیکره به خواب رفته مان
من به چشمهای منتظر ندا و سهراب و صدها کشته شده راه آزادی
من به پایمردی موسوی و کروبی در راه آزادی و مردم سالاری و نه دوران طلایی دجال
من به آزادی در عمل و نه در شعار
من به شوق تغییر در 22 خرداد و نه سودای قدرت اصلاح طلبان
من به امیدهای سبز هزاران هزار ایرانی و نه آروزی مرگ برای به خواب رفتگان ولایت
من به تغییر در خودم در تو و در جامعه به خواب رفته ام
...
رای میدهم
Friday, February 10, 2012
فردا 22 بهمن 1390 رفراندوم است رفتن تو برابر است با جواب آری به ادامه کشتار اسد در سوریه واعلام موافقت بر اضافه شدن بر شهدای 7000 نفری سوری
برادر و خواهر گرامی. شاید تو هم از آن دسته هستی که فردا در نمایش 22 بهمن جمهوری اسلامی شرکت خواهی کرد. آنچه باید از من به عنوان یک دوست بشنوی فقط چند کلمه است امیدوارم با کمی تامل و بدون تعصب در موردش خوب فکر کنی.
رژیم بشار اسد در عرض کمتر از یکسال از شروع مبارزات داخلی خود با مردم خود بیش از هفت هزار نفر مرد و زن و کودک و پیر و جوان را به قتل رسانده است. درحالی که خواسته مردم سوریه الهام گرفته از مبارزات عدالت طلبانه کشورهای عربی با حاکمان مستبد و دیکتاتور خود بوده است. این درحالی است که دولت و رهبری ایران همه آن مبارزات را بهار عربی مینامند به جز قیام مردم سوریه که از نظر آنها فتنه است. دلیل آن هم نفعی است که سوریه برای تداوم حاکمیت گروه حاکمه دارد و نه حق و عدالت و غیره.
سخن من با شما در مورد اشک هایی است که برای امام حسین میریزی و بغضی است که برای مظلومیت آن امام و یاران ایشان گلوی تو را هرسال محرم میفشارد. زجه هایی که برای تنهایی و غربت زینب میزنی. و من و تویی که همه چیز خود را فدای حسین میدانیم و شعار میدهیم که او شهید راه حق است. آیا کشتن 7000 نفر انسان در چند ماه حق بود؟ آیا حمایت بی چون و چرای رهبر ایران از عامل این کشتار وحشیانه حق بود؟ آیا تویی که دانسته ویا ندانسته در دام تجمع حمایتی از رهبر ایران شرکت میکنی عمل حق انجام میدهی؟ آیا در آخرت خود که خبری از مقام عظمای ولایت و رهبر کبیر و انقلاب اسلامی و بشار اسد و منافع مادی نخواهد بود، و از تو سوال خواهد شد که این کشته ها به کدامین گناه کشته شدند؟ و تو به کدام مسلک و شریعت بودی که با جنایت کاران سازش کردی، جوابی خواهی داشت؟
آری حضور فردای تو در این نمایش، در این برهه زمانی، مهر تائید است بر جنایات اسد در سوریه - همانجا که مزین به تربت پاک حضرت زینب است!- و رهبری بناحق و ستمگرانه رهبر ایران. حال این تو و این راه ...
رژیم بشار اسد در عرض کمتر از یکسال از شروع مبارزات داخلی خود با مردم خود بیش از هفت هزار نفر مرد و زن و کودک و پیر و جوان را به قتل رسانده است. درحالی که خواسته مردم سوریه الهام گرفته از مبارزات عدالت طلبانه کشورهای عربی با حاکمان مستبد و دیکتاتور خود بوده است. این درحالی است که دولت و رهبری ایران همه آن مبارزات را بهار عربی مینامند به جز قیام مردم سوریه که از نظر آنها فتنه است. دلیل آن هم نفعی است که سوریه برای تداوم حاکمیت گروه حاکمه دارد و نه حق و عدالت و غیره.
سخن من با شما در مورد اشک هایی است که برای امام حسین میریزی و بغضی است که برای مظلومیت آن امام و یاران ایشان گلوی تو را هرسال محرم میفشارد. زجه هایی که برای تنهایی و غربت زینب میزنی. و من و تویی که همه چیز خود را فدای حسین میدانیم و شعار میدهیم که او شهید راه حق است. آیا کشتن 7000 نفر انسان در چند ماه حق بود؟ آیا حمایت بی چون و چرای رهبر ایران از عامل این کشتار وحشیانه حق بود؟ آیا تویی که دانسته ویا ندانسته در دام تجمع حمایتی از رهبر ایران شرکت میکنی عمل حق انجام میدهی؟ آیا در آخرت خود که خبری از مقام عظمای ولایت و رهبر کبیر و انقلاب اسلامی و بشار اسد و منافع مادی نخواهد بود، و از تو سوال خواهد شد که این کشته ها به کدامین گناه کشته شدند؟ و تو به کدام مسلک و شریعت بودی که با جنایت کاران سازش کردی، جوابی خواهی داشت؟
آری حضور فردای تو در این نمایش، در این برهه زمانی، مهر تائید است بر جنایات اسد در سوریه - همانجا که مزین به تربت پاک حضرت زینب است!- و رهبری بناحق و ستمگرانه رهبر ایران. حال این تو و این راه ...
Friday, January 20, 2012
آزاد راه (ساخته عباس رافعی) از مردم ایران جایزه شعور طلایی گرفت.
آزاد راه (ساخته عباس رافعی) از مردم ایران جایزه شعور طلایی گرفت.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120118_l06_rafei_fajr_festival_withdraw.shtml
عباس رافعی، کارگردان و فیلمساز ایرانی در نامه ای از اداره کنندگان جشنواره فیلم فجر خواست فیلمش بنام "آزاد راه" را از جشنواره خارج کنند.
آقای رافعی در نامه اش نوشته است حضور در چنین جشنوارهای "در شرایط فعلی هیچ فضیلتی" برای او محسوب نمی شود.http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120118_l06_rafei_fajr_festival_withdraw.shtml
Thursday, July 28, 2011
روزهاي خاکستري ايران من
عصر پجشنبه ای دلگیر با بغضی غریب از ته دل به یاد می آورم آنروز را که شعار میدادیم :
پنجره واکن که خبر میرسد. ازپس این شام سحر میرسد. جمعه همه کاوه آهنگریم. دولت ضحاک به سر میرسد.
و دور و برم را که میبینم ...کاوه ها در زندان و مادرانشان ماتم زده و آنها که کاوه نشدند. در صف شیر و یارانه و سهم الحیات.
پنجره واکن که خبر میرسد. ازپس این شام سحر میرسد. جمعه همه کاوه آهنگریم. دولت ضحاک به سر میرسد.
و دور و برم را که میبینم ...کاوه ها در زندان و مادرانشان ماتم زده و آنها که کاوه نشدند. در صف شیر و یارانه و سهم الحیات.
Subscribe to:
Posts (Atom)
