Saturday, February 25, 2012

من رای میدهم

من رای میدهم

من به استقامت مادران سبز
من به بیگناهی خونهای به ناحق ریخته
من به سوسوی امید در کویر فرهنگی کشورم
من به ضرورت سیلی بیداری بر پیکره به خواب رفته مان
من به چشمهای منتظر ندا و سهراب و صدها کشته شده راه آزادی
من به پایمردی موسوی و کروبی در راه آزادی و مردم سالاری و نه دوران طلایی دجال
من به آزادی در عمل و نه در شعار
من به شوق تغییر در 22 خرداد و نه سودای قدرت اصلاح طلبان
من به امیدهای سبز هزاران هزار ایرانی و نه آروزی مرگ برای به خواب رفتگان ولایت
من به تغییر در خودم در تو و در جامعه به خواب رفته ام
...
رای میدهم

Friday, February 10, 2012

فردا 22 بهمن 1390 رفراندوم است رفتن تو برابر است با جواب آری به ادامه کشتار اسد در سوریه واعلام موافقت بر اضافه شدن بر شهدای 7000 نفری سوری

برادر و خواهر گرامی. شاید تو هم از آن دسته هستی که فردا در نمایش 22 بهمن جمهوری اسلامی شرکت خواهی کرد. آنچه باید از من به عنوان یک دوست بشنوی فقط چند کلمه است امیدوارم با کمی تامل و بدون تعصب در موردش خوب فکر کنی.

رژیم بشار اسد در عرض کمتر از یکسال از شروع مبارزات داخلی خود با مردم خود بیش از هفت هزار نفر مرد و زن و کودک و پیر و جوان را به قتل رسانده است. درحالی که خواسته مردم سوریه الهام گرفته از مبارزات عدالت طلبانه کشورهای عربی با حاکمان مستبد و دیکتاتور خود بوده است. این درحالی است که دولت و رهبری ایران همه آن مبارزات را بهار عربی مینامند به جز قیام مردم سوریه که از نظر آنها فتنه است. دلیل آن هم نفعی است که سوریه برای تداوم حاکمیت گروه حاکمه دارد و نه حق و عدالت و غیره.
سخن من با شما در مورد اشک هایی است که برای امام حسین میریزی و بغضی است که برای مظلومیت آن امام و یاران ایشان گلوی تو را هرسال محرم میفشارد. زجه هایی که برای تنهایی و غربت زینب میزنی. و من و تویی که همه چیز خود را فدای حسین میدانیم و شعار میدهیم که او شهید راه حق است. آیا کشتن 7000 نفر انسان در چند ماه حق بود؟ آیا حمایت بی چون و چرای رهبر ایران از عامل این کشتار وحشیانه حق بود؟ آیا تویی که دانسته ویا ندانسته در دام تجمع حمایتی از رهبر ایران شرکت میکنی عمل حق انجام میدهی؟ آیا در آخرت خود که خبری از مقام عظمای ولایت و رهبر کبیر و انقلاب اسلامی و بشار اسد و منافع مادی نخواهد بود، و از تو سوال خواهد شد که این کشته ها به کدامین گناه کشته شدند؟ و تو به کدام مسلک و شریعت بودی که با جنایت کاران سازش کردی، جوابی خواهی داشت؟
آری حضور فردای تو در این نمایش، در این برهه زمانی، مهر تائید است بر جنایات اسد در سوریه - همانجا که مزین به تربت پاک حضرت زینب است!- و رهبری بناحق و ستمگرانه رهبر ایران. حال این تو و این راه ...

Friday, January 20, 2012

آزاد راه (ساخته عباس رافعی) از مردم ایران جایزه شعور طلایی گرفت.

آزاد راه (ساخته عباس رافعی) از مردم ایران جایزه شعور طلایی گرفت.


عباس رافعی، کارگردان و فیلمساز ایرانی در نامه ای از اداره کنندگان جشنواره فیلم فجر خواست فیلمش بنام "آزاد راه" را از جشنواره خارج کنند.

آقای رافعی در نامه اش نوشته است حضور در چنین جشنواره‌ای "در شرایط فعلی هیچ فضیلتی" برای او محسوب نمی شود.

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/01/120118_l06_rafei_fajr_festival_withdraw.shtml

Thursday, July 28, 2011

روزهاي خاکستري ايران من

عصر پجشنبه ای دلگیر با بغضی غریب از ته دل به یاد می آورم آنروز را که شعار میدادیم :
پنجره واکن که خبر میرسد. ازپس این شام سحر میرسد. جمعه همه کاوه آهنگریم. دولت ضحاک به سر میرسد.
و دور و برم را که میبینم ...کاوه ها در زندان و مادرانشان ماتم زده و آنها که کاوه نشدند. در صف شیر و یارانه و سهم الحیات.

Wednesday, June 8, 2011

انقلاب 57 انفجار نور بود که به دلیل نبود دلایل علمی، عملی نشد!

اما خیزش 88 ما انعکاس یک فریاد بود، صدایی که از ایران شروع شد و به کوههای یخ زده مصر و تونس و لیبی و سوریه برخورد کرد و با پهنای فرکانسی عظیم تر به ایران بازمیگردد.


22 خرداد 1390. دیکتاتور به پایان سلام کن!

دوباره ولایت، این والاترین هدیه خداوند و این ستون حکومت اسلامی در خطر است.

مدافعان ولایت! آماده! که دوباره سبزک ها بپا میخیزند.


دوباره ولایت، این والاترین هدیه خداوند و این ستون حکومت اسلامی در خطر است.


ولایتی که سپرش بمب اتم و دشمنش هاله و پدرش بیمارش هستند.


به هم زننده امنیتش نداها و سهرابهاو مادران عزادارو وبلاگ نویسان.


و مدافعان مظلومش، بشار اسد و هوگو چاوز و چین و روسیه هستند .


ولایتی که قیمتش نزد پاسدارانش یک ساندیس با کیک یا بدون کیک است.


و اشتیاق بدست آوردنش گاه به قیمت از دست دادن چشمانشان تمام میشود که در راه ولایت ساندیسی این ایثاری بی مقدار است!


آری همان سبزک هایی که جنازه شان را هم تشییع کردید و به خاک سپردید، دوباره از زیر خاکستر سر برمیآورند.


دوباره سبزک های مزدور آمریکا و اسرائیل! با سلاح های فوق پیشرفته قلم و شعار و سنگ در برابر ولایت مداران مظلوم که با دستهای خالی فوقش با چند شیشه نوشابه و باتوم و کلت کمری و شوک الکتریکی و کلمات رکیک و خلاصه ابزار فوق ولایی، این ولایت را با چنگ و دندان نگه داشته اند.

Tuesday, June 7, 2011

آهای! میشه مرد باشیم باز؟


میشه این بار مرد باشیم باز؟

میشه دوباره ندا بشیم و سهراب؟

میشه دوباره همه باشیم؟

میشه این بار تظاهراتمون سکوت نباشه؟

میشه رگ غیرتمون باز کلفت بشه؟

میشه یه کاری کنیم بچه هامون اسممون رو با افتخار بیارن؟

میشه این بار اون ایران و ایرانی که ازش دم میزنیم رو اول به خودمون و بعد به همه دنیا نشون بدیم؟

میشه تیتر اول خبر خبرگزاری ها رو بعد از 22 خرداد تبدیل کنیم به : ایران بپا خاست؟

میشه خودمون رو برای یک لحظه جای مادران فرزند از دست داده بزاریم؟
میشه این بار متمدنانه با سرکوبگران وحشی برخورد نکنیم ودر برابرشون مثل خودشون بشیم؟

میشه سرنوشتمون رو بدست بگیریم؟

میشه؟